
چشمها را بر دریچه انتظار پلک نمیزنماشکها در بستر گونه ها سرود دلتنگی سر می دهندآن سوی وسعت بارانی دل، آفتاب یاد تو جاریستنبض زمان نفس نفس می زند از حسرت دیدارتآغوش سرد دشت روزها است گرمی عشق تو را منتظر استبیا که غروب دیگر از غربتش به تنگ آمده استبیا دیگر..... ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب